فضل بن شاذان

فضل بن شاذان

ضل بن شاذان نیشابوری

 

فضل بن شاذان بن خلیل اَزْدی نیشابوری (درگذشت: ۲۶۰ق)، متکلم و فقیه مذهب امامی بود. طوسی، او را در شمار اصحاب امام هادی(ع) آورده است. وی در بغداد از مشایخی چون محمد بن ابی عمیر (د ۲۱۷ق) بهره برد و با حسن بن علی بن فضّال آشنا شد. ابن شاذان سپس به کوفه رفت و در آنجا از حسن بن محبوب، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، صفوان بن یحیی و نصر بن مزاحم منقری بهره جست.

فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری، مشهور به ابن شاذان و فضل بن شاذان و شاه فضل، مکنّی به ابومحمّد، از دانشمندان، عالمان، محدّثان و بزرگان قرن سوّم هجری قمری، بود.

او در اواخر قرن دوّم هجری در نیشابور متولّدشد و نزد پدرش شاذان که یکی از فقه های بزرگ عصر خود بود کسب علم نمود.

ابن شاذان، برای کسب علوم بالاتر به نزد امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) رفت و جزو اصحاب آن بزرگواران گردید.

عبدالله بن طاهر، به واسطه سخن چینان، ابن شاذان را از نیشابور به بیهق تبعید کرد، ولی چندی بعد ابن شاذان به علت طغیان خوارج در خراسان از بیهق راهی زادگاهش نیشابور شد و به علت بیماری به سال 260هجری در این شهر درگذشت.

هم اکنون مقبره وی در حدود 7 کیلومتری، جنوب شرقی شهرستان نیشابور، نزدیک آرامگاه خیّام، واقع شده که سالانه صدها هزار نفر برای زیارت به آنجا می شتابند.

وی افتخار حضور و شاگردی چهار امام معصوم علیهم السلام را دارد. نجاشی می گوید از امام جواد علیه السلام روایت دارد و شیخ طوسی نام او را در زمره یاران امام هادی و عسکری علیمها السلام ذکر می کند. اگر چه نجاشی در روایت فضل از امام رضا علیه السلام تردید کرده لیکن روایات او در عیون اخبار الرضا علیه السلام و من لا یحضره الفقیه در علل شرایع و احکام، با تصریح «فضل » درآخر روایت به سماع وی از امام رضا علیه السلام جایی برای این تردید باقی نمی گذارد.

کتابی از فضل بن شاذان به دست امام حسن عسکری علیه السلام رسید، امام با ورق زدن به مطالعه کتاب او پرداخته، فرمود: خدایش رحمت کند، اهل خراسان به منزلتش غبطه می خوردند زمانی که فضل بین ایشان زندگی می کرد.

زمانی از فضل نزد امام عسکری علیه السلام نامی برده شد، شایعه پراکنی های دشمن را پیرامون عقاید و شخصیت او برای امام مطرح کردند و از آن حضرت برای شفای او دعا طلب کردند، امام علیه السلام فرمود: آری بر فضل دروغ بستند، خداوند رحمتش کند، خداوند رحمتش کند. راوی می گوید: هنگامی که به خراسان رسیدم فهمیدم در همان زمانی که در خدمت امام بودیم فضل از دنیا رفته بود.

پیامبران و پیشوایان معصوم برای هر کسی به اندازه عقل و فهم و درکش، از مطالب و معارف و حقایق پرده برمی دارند «انا معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم »، روایت صدوق از فضل بن شاذان در علل شرایع و احکام بیانگر قوت فهم و حذاقت اوست که امام او را لایق دانسته و بسیاری از فلسفه احکام را در حدود بیست صفحه از سرتاسر فقه برای او گفته است.

نجاشی رجال شناس بزرگ امامی در ستایش از فضل می گوید: او ثقه و از بزرگان فقها ومتکلمان شیعه و در این طایفه دارای مقام و جلالتی است، وی مشهورتر از آن است که ما به توصیف او بپردازیم و شیخ طوسی در این راستا می نویسد: فقیه، متکلم، جلیل القدر. و کشی او را از عدول و ثقات برشمرده و در موارد زیادی به گفتار او در توثیق و تضعیف رجال به عنوان سندی اعتماد می کند.

ابن ندیم درباره او می نویسد: فضل بن شاذان رازی، خاصی و عامی است، شیعه او را از خود می داند؛ از این رو نام او را در جمله دانشمندان شیعه بردم و حشویه او را از خود می پندارد و کتابهایی دارد که با عقاید حشویه سازگار است. مانند: تفسیر، قرائات، سنن در فقه. فرزندش عباس نیز کتابهایی دارد. ابن ندیم ترتیب سور قرآن را در مصحف ابن مسعود و ابی بن کعب از فضل بن شاذان نقل می کند و می نویسد: فضل یکی از پیشوایان و امامان علوم قرآنی و قرائات است از این رو آنچه اوگفته بود بر آنچه خود دیدم ترجیح داده، نوشتیم.

شیخ طوسی در مقام نقد کلام ابن ندیم می نویسد: گمان می کنم ابن ندیم فضل بن شاذان نیشابوری را با فضل بن شاذان رازی از علمای اهل سنت اشتباه کرده است. این اشکال به مطالعه کتاب ایضاح فضل بن شاذان تایید می شود که وی حشویه و تمام گروههای غیر امامی را مورد نقد و انتقاد قرار داده است و در کتب شیعی نامی از عباس بن فضل بن شاذان به عنوان مؤلف یا راوی حدیث دیده نشده است.

از ویژگیهای این مرد بزرگ، استادان زبردست و دانشمند وی هستند که در تعلیم و تربیت او سهم به سزایی داشته اند، فضل می گفت: هشام بن حکم مدافع اسلام و ولایت از دنیا رفت و یونس بن عبدالرحمان جانشین او شد که با براهین محکم خود شبهات مخالفان دین را درهم کوبیده پاسخ می داد، پس از او تنها جانشینش سکاک عهده دار این خدمت شد و او نیز دار فانی را وداع گفت و من با پنجاه سال سابقه شاگردی در محضر چنین بزرگانی در پست ایشان به انجام وظیفه مشغولم.

وی حدیث را از ابوثابت، حماد بن عیسی، صفوان بن یحیی، عبد الله جبلة، عبدالله بن الولید العدنی، محمد بن ابی عمیر، محمد بن سنان، محمد بن یحیی، یونس بن عبد الرحمان روایت می کند. روایاتش در کتب اربعه به 775 روایت بالغ شده است.